عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

194

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

لشگرى كه بدان مستظهر است و قوا و منابعى كه در دفاع خود به كار خواهد برد به دو نوشت اسكندر هم بطلميوس را بنمايندگى خود در ايران گذاشته خود به راه افتاد و چون ابر موجد رعد و برق رو به هندوستان روان گرديد و ممالكى كه از آنها ميگذشت مسخّر ساخته بگرد آوردن آنچه از ثروت آنها به دستش ميافتاد ميپرداخت . اين وضع همچنان ادامه داشت تا بسرحدّ كشور فور رسيد و پيغام تهديدآميز شديدى به دو فرستاد . فور بدون ترس از مقاومت و محاربهء با او به راه افتاده با عساكر و فيلان خود اسكندر را استقبال كرد . اسكندر در مقابل او بتنظيم معسكر خود اقدام نموده خندقى دور قشون خود حفر نمود ولى از جهت ششصد فيلى كه فور بوجود آنها ميباليد و مينازيد اضطراب داشت پس امر داد با مس و آهن مجسّمه‌هاى مجوّفى به شكل آدم ساخته داخل آنها را از نفت و گوگرد پر كنند و روز جنگ امر داد آنها را بر ارّابه‌ها نهاده بميدان جنگ برند و پس از آراستن جبهه‌ها و تنظيم صفوف و جناحين چپ و راست مجسّمه‌ها را پيشاپيش سربازان قرار دهند و خود در قلب لشگر موضع گرفت . فور پس از زين كردن و زره‌پوش كردن فيلان با عساكر خود به حركت درآمده امر داد تا طبل فروكوبند و دم در ناى هندى دمند و از آنچه در ايجاد ترس در دل دشمن مؤثّر است كوتاهى ننمايند همين كه فريقين عزم مخاصمت كردند و جنگ درگرفت و مبارزين بهم آويختند اسكندر امر داد آتش در مجسّمه‌ها زنند كه بدوا داغ و بعدا به كلى سرخ شد از طرفى فور فيلبانان را گفت كه يكباره با فيلان بلشگر اسكندر حمله برند و خود با زبدهء عساكر در عقب جاى گرفت فيلان كه رسيدند مجسّمه‌هاى تفته را بجاى انسان گرفته با خرطوم خود بر آنان « 1 » كوفتند كه خرطومشان سوخت

--> ( 1 ) از شاهنامه : سپاهى كشيدند بر چار ميل * پس پشت گردان و از پيش پيل ز هندوستان نيز كار آگهان * برفتند نزديك شاه جهان بگفتند او را پس از رزم پيل * كه او اسب را بشكند بر دو ميل كه خرطوم او از هوا برترست * مر او را ز گردون زحل ياور است بقرطاس بر پيل بنگاشتند * به چشم جهانجوى بگذاشتند نشستند دانش‌پژوهان بهم * همى چاره جستند بر بيش‌وكم بقيه در صفحهء بعد